یک کارشناس اقتصادی با تأکید بر اینکه نظام ارز چندنرخی به منبع رانت، قاچاق معکوس و فرار سرمایه بدل شده است، میگوید: «شفافیت و ثبات اقتصادی تنها با حرکت تدریجی به سمت تکنرخی شدن ارز و اجرای اصلاحات ساختاری امکانپذیر است.» این مسیر میتواند سرمایهگذاری داخلی و خارجی را تقویت کرده و اقتصاد ایران را […]
یک کارشناس اقتصادی با تأکید بر اینکه نظام ارز چندنرخی به منبع رانت، قاچاق معکوس و فرار سرمایه بدل شده است، میگوید: «شفافیت و ثبات اقتصادی تنها با حرکت تدریجی به سمت تکنرخی شدن ارز و اجرای اصلاحات ساختاری امکانپذیر است.» این مسیر میتواند سرمایهگذاری داخلی و خارجی را تقویت کرده و اقتصاد ایران را از چرخه بحران فعلی خارج کند.
بازار ارز ایران سالهاست که در دل ساختاری چندلایه و پیچیده گرفتار شده است؛ ساختاری که به دلیل تحریمها، محدودیتهای بینالمللی و سیاستهای اقتصادی داخلی شکل گرفته و به تدریج به چالشی بزرگ برای اقتصاد کشور بدل شده است. ارز چندنرخی که زمانی به عنوان راهکاری موقت برای حمایت از واردات کالاهای اساسی و کاهش فشار تحریمها در نظر گرفته شد، حالا به منبع رانتهای گسترده، فساد، قاچاق معکوس و تضعیف ثبات اقتصادی تبدیل شده است.
علی دماوندی کناری، کارشناس اقتصادی برجسته، ضمن تشریح ابعاد مختلف این مسئله، راهکار تکنرخی شدن ارز را تنها مسیر منطقی و عملی برای خروج اقتصاد ایران از شرایط بغرنج کنونی میداند؛ البته با تأکید بر اصلاحات ساختاری و رویکرد تدریجی که بتواند از تبعات احتمالی آن جلوگیری کند.
بازار ارز؛ آینه تحولات سیاسی و اقتصادی
دماوندی کناری بازار ارز ایران را «آیینهای از تحولات سیاسی و اقتصادی» توصیف میکند و میگوید نوسانات آن بیشتر از عوامل اقتصادی، متاثر از مناسبات سیاسی، دیپلماتیک و شرایط بینالمللی است. او به موضوع حساس «مکانیزم ماشه» و تاثیر مذاکرات بینالمللی بر بازار ارز اشاره میکند و معتقد است نتیجه این تحولات، مهمترین عامل تعیینکننده مسیر بازار در کوتاهمدت و میانمدت خواهد بود.اما علاوه بر این عوامل خارجی، سیاستهای داخلی نیز نقش کلیدی در تنظیم بازار ارز ایفا میکنند. به گفته این کارشناس، برنامههای وزارت اقتصاد و تیم جدید آن، به ویژه سیاست حرکت به سمت ارز تکنرخی که اخیراً از سوی وزیر اقتصاد اعلام شده است، میتواند به کاهش مشکلات صادرکنندگان، واردکنندگان و افزایش ثبات اقتصادی منجر شود.
اقتصاد ایران در شرایط پیچیده و پرچالش
برای درک بهتر ضرورت اصلاح سیاستهای ارزی، باید نگاهی جامع به وضعیت اقتصادی کشور داشته باشیم. بر اساس گزارشهای مرکز پژوهشهای مجلس، اقتصاد ایران در سال جاری با مشکلات متعددی مواجه است؛ کاهش رشد اقتصادی، افزایش نرخ تورم، گسترش فقر و فشارهای ناشی از تحریمهای سخت و تنشهای ژئوپلیتیکی در رأس این مشکلات قرار دارند.این شرایط سخت، بازار ارز را به میدانی تبدیل کرده که در آن تمام عوامل داخلی و خارجی به شدت بر هم تاثیر میگذارند و نوسانات شدید قیمتها را رقم میزنند. در چنین فضایی، سیاست ارزی کلیدیترین نقش را در تثبیت وضعیت ایفا میکند.
نظام چندنرخی ارز؛ میراث پیچیده و چالشزا
ایران سالهاست که نظام چندنرخی ارز را تجربه میکند؛ سیستمی که نرخهای متفاوتی را برای ارز رسمی، سامانه نیما، بازار آزاد و حتی نرخهای خاص برای کالاهای اساسی شامل میشود. این ساختار پیچیده، به ویژه در شرایط تحریم و محدودیت نقل و انتقالات مالی، به گونهای طراحی شده است تا فشار تحریمها را کاهش داده و واردات ضروری را تضمین کند.با این حال، علی دماوندی کناری معتقد است که این سیستم، علیرغم مزایایی که دارد، «به یک منبع رانت و دسترسیهای خاص ناشی از اختلاف نرخها بدل شده است». او توضیح میدهد که این اختلاف نرخها موجب قاچاق معکوس کالاها، تورم وارداتی و هدررفت منابع ارزی میشود.مثال عینی این مسئله را میتوان در واردات کالاهای حیاتی مشاهده کرد؛ جایی که ارز یارانهای با نرخ دولتی تخصیص مییابد، اما در عمل این یارانهها به جیب واسطهها و دلالان میرود. تفاوت فاحش نرخ ارز بازار آزاد و ارز رسمی، فضایی را ایجاد کرده که اقتصاد را تحریف و اعتماد عمومی را کاهش داده است.
چرا تکنرخی شدن ارز ضروری است؟
دماوندی کناری تأکید میکند که تکنرخی شدن ارز، ضمن حذف رانتهای ارزی، شفافیت را به بازار باز میگرداند و در بلندمدت به ثبات اقتصادی میانجامد. او میگوید: «با وجود چالشهای ساختاری، تنها راهکار واقعی برای خروج از بنبست موجود، حرکت تدریجی به سمت تکنرخی شدن ارز است.»این کارشناس اقتصادی همچنین به کاهش درآمدهای نفتی و تولید ناخالص داخلی کشور اشاره میکند و میگوید: «با توجه به این کاهشها، اقتصاد ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند جذب سرمایهگذاری داخلی و خارجی است. اما سیستم پیچیده چندنرخی، بازار را غیرقابل پیشبینی و سرمایهگذاری را ریسکزا کرده است، که نتیجه آن فرار سرمایه است.»
تجربه جهانی و ایران در ارز تکنرخی
تجارب کشورهای مختلف نشان میدهد که ارز تکنرخی با نرخ شناور مدیریتشده، سیگنالهای واقعی قیمتی را به بازار منتقل میکند، موجب افزایش صادرات غیرنفتی و تعدیل تعادل پرداختها میشود. در شرایط تحریم و محدودیتهای بینالمللی، این سیاست میتواند نقش مهمی در کنترل تورم و تقویت اقتصاد داشته باشد.ایران نیز در دهههای گذشته سابقه اجرای سیاست ارز تکنرخی را داشته است، اما بدون اصلاحات ساختاری لازم، این سیاست نتوانسته به نتایج پایدار دست یابد. دماوندی کناری تاکید میکند که اجرای موفقیتآمیز تکنرخی شدن ارز تنها در صورت همراهی با اصلاحات ساختاری، نظارت قوی و اقدامات مکمل اقتصادی امکانپذیر است.
مزایا و معایب ارز چندنرخی؛ چشمانداز کوتاهمدت و بلندمدت
در نگاه کوتاهمدت، ارز چندنرخی ممکن است به حمایت از بخشهای حساس اقتصادی مانند واردات دارو و کالاهای اساسی کمک کند، به خصوص در شرایط تحریمی. اما به گفته دماوندی کناری، این مزیت موقتی و کوتاهمدت است که در بلندمدت بار سنگینی بر دوش اقتصاد کشور میگذارد.او با اشاره به فشار بر ذخایر ارزی و کاهش ارزش ریال میگوید: «نظام چندنرخی ارز نه تنها بحران ارزی را عمیقتر کرده، بلکه فرصتهای توسعه را نیز از کشور گرفته است.»اما از سوی دیگر، اجرای ناگهانی سیاست تکنرخی شدن بدون اصلاحات و مقدمات لازم میتواند ریسکهای جدی به همراه داشته باشد؛ به ویژه در شرایط تورم مزمن و وابستگی به درآمدهای نفتی. شوک ناگهانی به بازار ارز ممکن است تورم را افزایش دهد و معیشت مردم را تحت تاثیر قرار دهد.
الزامات اجرای موفق تکنرخی شدن ارز
دماوندی کناری در پایان تأکید میکند که تکنرخی شدن ارز بدون سیاستهای مکمل مانند کنترل نقدینگی، اصلاح نظام یارانهها و کاهش تحریمها قابل تحقق نیست. او معتقد است: «ادغام بازارهای موازی با بازار آزاد، همراه با نظارت قوی بانک مرکزی و سیاستهای منسجم اقتصادی، اصلیترین پایههای موفقیت در این مسیر هستند.»این کارشناس اقتصادی نتیجه میگیرد که تکنرخی شدن ارز نه تنها به صلاح اقتصاد ایران است، بلکه یک ضرورت حیاتی برای خروج از بحرانهای فعلی و حرکت به سوی رشد پایدار به شمار میرود.
بازار ارز ایران در وضعیت پیچیده و چندبعدی قرار دارد که متأثر از تحولات سیاسی-اقتصادی داخلی و بینالمللی است. سیاست چندنرخی ارز که برای مقابله با فشار تحریمها ایجاد شده، امروز به یک منبع رانت، فساد و ناکارآمدی بدل شده است که نه تنها ثبات اقتصاد کشور را تهدید میکند، بلکه فرصتهای رشد و توسعه را محدود ساخته است.راهکار اساسی برای عبور از این بنبست، حرکت تدریجی و هدفمند به سمت تکنرخی شدن ارز است؛ سیاستی که نیازمند اصلاحات ساختاری، کنترل دقیق بازار و همراهی سیاستهای اقتصادی مکمل است. تنها با این رویکرد است که اقتصاد ایران میتواند از چرخه بحران فعلی خارج شده و به سمت آیندهای پایدار و توسعهیافته گام بردارد.




